ميرزا حسن حسينى فسايى
621
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
كرده ، خانهنشينش نمود و باز ابو الفتح خان ، با آن حالت ، از صراحى و پياله دست برنداشت و صادق خان او را در وقت مستى گرفته ، حبس نمود كه گفتهاند : چو خسرو سرانداز باشد ز مى * فتد ناگهان از سرش تاج كى و چند روز بعد از گرفتارى ، او را از حليهء بصر ، عارى نمود « 1 » و صادق خان براى نقض عهد و ميثاق به اندك وقتى به مكافات رسيد كه عادت شد طبيعت را مكافات . و مدت سلطنت نواب ابو الفتح خان ، هفتاد روز « 2 » بود ، پس نواب صادق خان ، خطبه و سكه شاهى را براى خود قرار داد و نواب على مراد خان بعد از واقعه زكى خان به ظاهر اقرار بر سلطنت نواب ابو الفتح خان نمود و ايالت اصفهان را به آقا باقر خراسگانى « 3 » داده ، او را به لقب خانى سرافراز فرمود و چون خبر استيلاى ذو الفقار خان افشار خمسه [ را ] بر قزوين شنيد ، براى تدمير او با سپاه انبوه ، از اصفهان حركت نمود و بعد از ورود به آن سامان ، سپاه افشار و خمسه را شكست داده ، ذو الفقار خان « 4 » فرار نموده ، در خلخال او را گرفته ، روانه خدمت على مراد خان داشتند و بعد از ورود ، او را كشتند و على مراد خان روانه طهران گرديد و چون نواب آقا محمد خان قاجار در تمامت مازندران لواى شاهى افراشته بود ، نواب معزى اليه محمود خان پسر آزاد خان افغان را به سردارى سپاه زند و افغان روانهء مازندران نمود و نواب آقا محمد خان ، جعفر قلى خان برادر خود را به استقبال او فرستاد و فتح و فيروزى از جانب لشكر قاجار شد « 5 » و محمود خان كريچهاى به طهران رسيد و نواب صادق خان كه در شيراز سلطنتى به استقلال داشت جعفر خان ، پسر بزرگ خود را روانه اصفهان نمود و اهل اصفهان او را اطاعت نمودند و چون اين خبر در طهران به نواب على مراد خان رسيد ، ايالت آن نواحى را به غفور خان داد [ و ] خود به جانب اصفهان نهضت نمود « 6 » . چون جعفر خان از حركت على مراد خان مطلع گرديد بىتأمل باقر خان خراسگانى والى اصفهان را برداشته ، به جانب شيراز شتافت و على مراد خان وارد اصفهان گرديد . و چون نوروز سنه تنگوزئيل سال 1194 [ 1780 ميلادى ] : رسيد ، نواب على مراد خان ، سپاهى انبوه از اصفهان ، روانه شيراز داشت و صيد مراد خان پسرعموى خود را بر آنها گماشت و محمد ظاهر خان « 7 » ، خانواده خود را كه مأمور به كوهگيلويه بود ، به حمايت صيد مراد خان فرستاد و آن جماعت به كوشكزرد « 8 » سرحد چهاردانگه آمده ، سنگر بسته ، نشستند و نواب صادق خان حسن خان پسر خود را با جماعتى از زنديه روانه كوشكزرد نمود و على نقى خان پسر ديگر خود را كه والى يزد بود با تفنگچيان يزدى به مدد حسن خان روانه داشت و در كوشكزرد ، صيد مراد خان را شكست دادند و سپاه او را متفرق نمودند و چون اين خبر به على مراد خان
--> ( 1 ) . روزنامه كلانتر ، ص 74 . ( 2 ) . در روزنامه كلانتر ، ص 74 : ( دو ماه و نه روز ) . ( 3 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 234 : ( خراستكانى ) و ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 134 . ( 4 ) . ( ذو الفقار خان افشار خمسهاى ) روضة الصفا ، ج 9 ، ص 134 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 134 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 135 . ( 7 ) . ( صيد مراد خان ولد خدامراد خان زند ، عمزاده على مراد خان ) . گيتىگشا ، ص 234 و در گيتىگشا : ( محمد طاهر خان ) است . در ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 45 : ( محمد ظاهر خان ) است . ( 8 ) . در گيتىگشا ، ص 235 : ( كوشكزر ) .